تبليغاتX
ParaDox
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
حرف آخر
 

 

 

ParaDox

 

 

اول

خوب دیگه ما هم رسیدیم به اونجایی که بهش می‌گن نقطه ته خط. (با اجازه ناصرخان خالدیان).

یادتون چند وقت پیش یک جمله‌ای از قول «ویلیام فاستر» با بازی شون کانری در فیلم «یافتن فاستر» نوشته بودم: "اولین کار در نوشتن خود نوشتن هست. اولین چکنویس رو با قلبت می نویسی و بعد با مغزت پاکنویسش می‌کنی". منم سعی می‌کنم تو این آخرین پست وبلاگم به این جمله عمل کنم، هر چند زیاد مطمئن نیستم که قلبم کاملاً از کار افتاده یا نه، اما از مغزم مطمئن هستم که چیزی توش پیدا نمی‌شه (خود‌زنی از نوع حاد رو حال کردید).

 

 

 

کوروش در خبرگزاری‌ها

فوق‌العاده

فوق‌العاده

مهمترین خبر روز

کوروش کبیر دیگر نمی‌نویسد.

فوق‌العاده... فوق‌العاده...

داغ‌ترین خبر روز

وبلاگ کوروش برای همیشه تعطیل شد.

فوق‌العاده...

این صدای فریاد‌های پسرک سر خیابون شهید سایبری‌نژاد هست که واسه درآوردن نون شب خودش و مادر علیلش و 5 تا خواهر و برادر کور کچل کوچیکتر از خودش مجبوره صبح تا شب سر هر کوچه‌ و خیابونی تو سرما و گرما واسه جذب چندتا دونه ویزیتور بیشتر واسه وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌ها فریاد بزنه (چقدر شبیه پسرک چهارراه هاشمی‌نژاد هست که روزنامه‌هاش رو می‌فروشه).

این رو هم نوشتم تا بگویم آره و اینا... (شما هم به رویم نیاورید، جوان هستم دل دارم دیگر).

 

 

حرف‌های کاملاً جدی

اول اردیبهشت امسال ییهو سر و کلمون تو این دنیای مجازی پیدا شد (هر چند دوست داشتم، با آغاز بهار اینکار رو بکنم، اما سفر و بعدش هم دومین مورد علاقه‌مان به تصرف درآمد، که باعث شد یکماه با تأخیر شروع بکار کنیم)، یک چند ماهی تو این چهار دیواری مجازی برای خودمان خلوتی دست و پا کردیم و سازمان را هر طور که دوست داشتیم کوک کردیم و رقصیدیم.

یک تجربه خوب، چیزهای زیادی برای یاد گرفتن بود و از همه مهمتر دوستان بسیار خوب و باصفایی که بواسطه این وبلاگ فکستنی پیدا کردم.

خانم‌ها و آقایان محترم (همیشه حق تقدم با خانم‌‌هاست)، دوستان گرامی که در این چند ماه همراه من و وبلاگم بودید، همانطور که در اولین پست وبلاگم نوشته بودم و همانطور که بعد هم گفته بودم، بعد از چند سال وبلاگ‌خوانی، بدنبال یک تجربه تازه و ملموس بودم که نوشتن وبلاگ رو آغاز کردم، برای من بدون اغراق نوشتن وبلاگ یک تجربه خوب که نه، عالی بود.

شاید مهمترین چیز همین بود دانستن اینکه چقدر نمی‌دانم. وقتی که شروع می‌کنی به وبلاگ‌ نوشتن هر چقدر هم که دارای سواد بالایی باشی و از ارتباطات اجتماعی خوبی برخوردار باشی (تو این دو قلم اسم من رو کاملاً خط بزنید، بی‌تعارف)، بدلیل اینکه حداقل به تعداد افرادی که جزو ملت آنلاین محسوب‌ می‌شوند با ایده‌ها و افکار و توانایی‌های گوناگون برخورد می‌کنی که همین در نشون دادن نقاط ضعف و قوتت می‌تونه بزرگترین کمک رو بهت بکنه. چیزی که من بخوبی درک کردم، چقدر از دانش پایینی برخوردارم و در مناسبات اجتماعی ضعف دارم و قسمت خیلی خوب از تجربم مربوط به دوست‌های خیلی خوبی مثل شما هست که با راهنمایی‌هاتون کمک خیلی بزرگی به من کردید، انسان‌هایی که حتی نه می‌دونم اسم واقعی‌شون چی هست، از کجای می‌آیند (به کجا می‌روند... عامو از او راه نرو بیراهه بیده!)، اما با نظرای خوبشون، با انتقادها (انقدر که خوب می‌نوشتم هیچکس انقتاد نمی‌کرد)، با حمایت‌هاشون تو لحظه‌هایی که حتی فکرش رو نمی‌‌کردم (اونم از کجا؟ اون سر دنیا) بهترین خاطراتی بود که تو این چند ماه وبلاگ‌نوشتن برام موند.

 

زندگی شهد گل است، زنبور زمان می‌خوردش

                                                آنچه می‌ماند، عسل خاطره‌هاست

 

(من دیوونه این تک‌بیت‌هام که نمی‌دونم کی گفته). در هر صورت تو زندگی یک موقع هایی هست که از هر چیزی باید دل بکنی و بری، حالا هر چقدر هم که برات مهم باشه (چقدر عمیق هست جمله!!!، حداقل 4 متری عمق داره). بنده هم پس از 10 ماه بلاگر بودن بدلیل خدمت مقدس و اجباری سربازی، کوله‌بار (همان بقچه‌ام) را بسته‌ام و راهی ناکجاآبادی می‌شوم (نپرسید کجا که خودم هم هنوز نمی‌دونم کجا) که مطمئنم جایی هست که آروزهایم را آنجا دنبال نمی‌کنم.

قرار هم بود این وبلاگ از اول دی‌ماه برای همیشه بسته شود، اما به حول و قوه الهی فرصت این رو داشتم که یکماه بیشتر مثل رنده روی اعصابتان باشم (شرمنده این تنها استعداد کشف شده‌ام هست).

خوب دیگه کاری ندارید، ماچ روبوسی‌های آخر رو بکنیم و برویم (اولویت با خواهرهاست، از پذیرش برادرها تا 7 تیغه نکردن، معذوریم. جا زدن و گرفتن چند ماچ اضافی نیز، هش مانعی ندارد).

راستی این آخری مثل پدربزرگ‌ها چند تا توصیه و دعا و نصیحت و البته خواهش دارم که بگم و بروم:

اول اینکه اگه حس و حالش رو داشتید خوشحال می‌شم نظر کلی‌تون رو در مورد وبلاگم بنویسید و اینکه چه چیزی باعث شد تا همراه این وبلاگ باشید (مثل سبک نوشتن و یا هر چیز دیگه‌ای که به ذهنتون رسید حتماً بنویسید).

 دوم اینکه برای اینکه خیلی خوشی‌تان از ننوشتن و تعطیلی این وبلاگ به درازا نکشد بگویم که به گفته ابوریحان بیرونی علیه رحمه که فرموده: ز گهواره تا گور دانش بجوی، من هم تا گور بلاگر باقی خواهم ماند (تازه نعشگی این مهتاد بودن به وبلاگ به ما فاز داده است)، در نتیجه خیلی زود کامینگ سون می‌شوم در یک وبلاگ دیگر و یک جای دیگر، با مطالعه بیشتر، با اندیشه بهتر و با کیفیت بالاتر (چقدر قرار من استانداردهام بره بالا، یکی بگیره منو وگرنه اینجوری همه بازارهای دنیا رو قبضه می‌کنم)، در نتیجه پیشنهادی، نظری، فحشی (نه اشتباه شد اون مال یکجای دیگست)، در مورد اسم وبلاگ، در کدام سایت، چه نوع قالبی، چه سبکی و... را نیز حتماً اعلام دارید و اینکه تمایل به همکاری دارید یا خیر؟ (هر کی زودتر دستش رو ببره  بالا منم زودتر بهش خبر می‌دم که وبلاگ جدید راه افتاده، کشتم خودم رو با این تسهیلات بیجه برای کاربران منتخب، مثل بانکهای ایرانی).

سوم اینکه بچه‌های خوبی باشید، به حرف مامان باباهاتون گوش بدید، انقدر شیطنت نکنید، جلوی مهمون‌ها دست تو مماغتنون نکنید (این یکی خیلی کاری خیتی هست).

هر کجا که هستین، تو هر صنفی که هستید، تلاشتون رو برای بهتر شدن خودتون، دیگران و سرزمین‌تان انجام بدید، ایمان داشته باشید تا به ببینید (جمله سرقتی از وین دایر بود).

کلام آخر هم اینکه با ایمیل وبلاگ در تماس باشید، در اسرع وقت پاسخگو هستم و اگر لینک وبلاگم رو در وب‌تان قرار دادین، برای اینکه ملت همیشه آنلاین وارد وبلاگی که بروز نمی‌شود نشوند، لطفاً لینکم را بردارید(البته اختیاری هست، مگه کار دیگه‌ای هم می‌تونم بکنم). وبلاگ‌هاتون رو می‌خونم، بهتون سر می‌‌زنم و همیشه در کنارتان هستم. پیشاپیش هم چهارشنبه‌سوری خوش‌بگذرد (جایم خالی)، و عید نوروزتان هم مبارک.

این دوبیت هم تقدیم به همه شما خوبان.

آرزومند آرزوهایتان کوروش.

 

 

 

 

               سرسبزترین بهار تقدیم تو باد

                                             آوای خوش هَزار تقدیم تو باد

 

               گویند که لحظه‌ایست روئیدن عشق

                                                آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط كوروش در یکشنبه 1385/11/29 و ساعت 4:28 قبل از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar